خرید بک لینک

می‌بارد باران

می‌رسد فصل شکوفه ها

می‌بارد گاهی باران از ابرها

می‌زند بر دشت و صحراها

می‌بارد باران بر شاخسارها

می‌زند بر بام خانه ها

می‌بارد نم نمک روی خاک ها

می‌زند برای زدودن دلمردگی ها

می‌بارد باران بر بلندای کوه ها

می‌زند ساعقه برای روشنایی ها

می‌بارد باران گاهی غرش آسمان ها

می‌زند اندک گاهی فراوان همچو آبشارها

می‌بارد باران برای آبادانی ها

می‌زند بر دشت و کوه و بیابان ها

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 1:08

می‌گذرد از سر من دیوانگی ها برای خوب بودنم از ویرانی ها زندگی برای لذت بخش ترین ها برای خلق تمام مهربانی ها می‌گذرد تکرار فصل ها حتی شدت تمام بد بودن ها وقت خوش خیالی ها بایستی رفت مثل تیری در زه کمان ها زخم برداشتن از تمام حرف ها نمی‌دانم طاقت قلب ها از هجمه ی تمام بد عهدی ها نمی‌دانم تهی شده ایم از آدم‌ها

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 1:08

نمی‌روم

به جنگل نمی‌روم برای تاریکی مسیرش،
که هر شاخه‌اش یادآور چنگ‌های گذشته است.
به آینه نمی‌روم برای حقیقت نگاهش،
که هر انعکاسی زخمی کهن را تازه می‌کند.

به کتاب نمی‌روم برای اتمام هر داستانش،
به عشق نمی‌روم برای ترس از فراموشی‌اش.
به خواب نمی‌روم برای کابوس بیداری‌اش،
به خورشید نگاه نمی‌کنم برای تندی نورش

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 1:08

آی دنیا

آی دنیا

در پیِ مهربانی و صمیمیتِ نابها

طلبکارِ رفیقیم و اعتماد و مهرها
شاهدِ نمِ باران و رقصِ برگِ زردها

حسرتِ دیدارها و گفت‌وگوهایِ بی‌ریا
اسیرِ دنیایِ مجازی و تکرنگِ شب و روزها

چه خوش باشیم با یادِ آن سالیانِ راستین
با خانه‌هایِ گِلی و سفره‌هایِ پرزحمتشان

و آن آژیرِ خطر، به رنگِ سرخ و سپید
که در خاطره، اکنون شده است یک نوایِ غریب

چه دلخوشیم اما به مرورِ خاطراتِ آن سالها

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 1:08

آمال ها

در جاده ی آرزوها نرسیدیم به آمال ها

در هیاهوی زندگی نرسیدیم به آرزوها

در شلوغی کوچه و خیابان نرسیدیم به کارها

در وانفسای دویدن ها نرسیدیم به هدف ها

در چنین روزگاری نرسیدیم به مهربانی ها

در هوای گرم تابستان نرسیدیم به نسیم خزان ها

در چنین قرنی که نازیباست نرسیدیم به آرمان ها

در خزان زیبا نرسیدیم به فصل خوبی ها

در این وادی سرد نرسیدیم به تمام آرزوها

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 1:08

پریشانی ها

در پریشانی ها زندگی همچون بادست

در ورطه ی فراموشی ها جان در تنگاست

در مهربانی ها، زندگی پر از خوبی هاست

در تلاطم زندگی آدمی گاهی در هزیانست

در پشت ابرها، آسمانی صاف و زیباست

در پس اخم ها گاهی لیخندهاست

در پس ویرانی ها گاهی خرابی هاست

در یادها، گاهی خرمن ها فراموشی هاست

در ذهن ها، گاهی پریشان و یاوه گویی هاست

در پس هر عقل سلیم گاهی دردهاست

در اعماق وجودی تفکر گاهی خردهاست

در ویرانه‌های ذهن گاهی...

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 1:08

از حاتم بذل و بخشش، سایه نداشته باش

از او و دیگران انتظار، سایه نداشته باش

از دوستان و رفیقان انتظار، سایه نداشته باش

از دیو و ددان انتظار مهربانی نداشته باش

از جک و جونور سایه، مدید نداشته باش

از خودت، تنها، انتظار سایه ی مدید داشته باش

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 12:32

مینویسم شاید آرام گیرد این پریشانی ها

مينويسم شاید قرار گیرد این بیقراری ها

مینویسم شاید کتابت شود این نوشته ها

مینویسم شاید نُسخ شود این حرف ها

مینویسم شاید کلام شود این رازها

مینویسم شاید طوفان شود این نوشته ها

مینویسم شاید راه شود این رشته ها

مینویسم شاید آرام گیرد بیقراری ها

مینویسم شاید لبخند شود این مهربانی ها

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: شنبه 23 تير 1403 ساعت: 14:33

گاهی زندگی سکوتی مرگبار برای ماندن گاهی زندگی فریادی بالاتر از سطح دریا گاهی زندگی برای دیدن خاطرات قدیمی گاهی زندگی برای ماندن در اجتماع و آدما گاهی زندگی برای مهاجرت از یک شهرگاهی زندگی فصلی زیبا برای ورق زدن گاهی زندگی برای تمام خوبی ها و مهربانی گاهی زندگی عبور از خط قرمز هاگاهی زندگی تنها برای من و ما گاهی زندگی برای عبور از تاریکی هاگاهی زندگی برای سبز شدن چراغ هاگاهی زندگی فصل مشترک منو شما گاهی زندگی... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 31 خرداد 1403 ساعت: 15:38

مینویسم در بهار و طبیعت مهربانش

مینگرم و میبینم در خوشرنگی بهارش

مینگرم زیبایی طبیعتش

مینگارم بر لوح و تندیس قشنگش

وصف میکنم شکوه و هیبتش

میسرایم بر قلب رئوف و مهربانش

مینوشتم از خوشرنگی ارغوانش

میبینم از فصل اردیبهشتش

میسرایم از گلهای محشر و زیبایش

مینگارم از زلال بودن چشمه هایش

میسرایم قصه های ماندگاذش

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 11 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:32

زنده ام به نفسی پُر از مهربانی ها

غم راه ندارد برای تمام نامهربانی ها

سیراب از تمام بی محلی ها

شهرمان پُر شده از کج فهمی ها

پس کو نشانی برای تجلی فرهنگ ها

دوراندیشی گشته شعار برای این ها

آه از گاهی تامل در کارها

زنده ام گاهی به نفسی ز مهربانی ها

راه ندارد غم از این خیابان ها

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: شنبه 21 بهمن 1402 ساعت: 3:43

شب را در طولانی بودنش می ستایم

روز را در دوندگی برای کار می ستایم

شب های طولانی خزان را می ستایم

روز را اما برای زود گذاشتنش می ستایم

درگیر شبانه روزم این چنین همش می ستایم

میگذره شب و روز در همه عمر جان را می ستایم

در گذر است همه عمرمان، مهربان بودن را می ستایم

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: شنبه 18 آذر 1402 ساعت: 11:51

ای که یار دیرینه ای بر دیارم

ای که وصف تو ته اقیانوسم

ای که تویی همچون دُر صدفم

ای که آرام ترینم

ای که تو وصف مرجانم

ای زیباترین دلدارم ای مگر جانم

می ستایم تو را لیک در نهانم

ای همچون جام و جان در بهارم

ای قشنگترین وصله ی جانم

ای پُل شرق غار کوگانم

ای گنجینه ی دفینه در کلماکره ام

ای یار دیروز و امروزم

تقدیم تو باد بهترین اوصافم

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 13:38

گویند وصف که کرده ای بهترین راگویمش روشنی چشمم رادر ابدیت جان خوانم او راکز بهتر و مهتر نبینم او راتا کجا گریزم از فراق او راچشم اوست، بینایی دلم راگویند کجاست این دفینه راتا که خزان آمد نیافتی او راگفتمش گاهی جویم او رابهترین بهانه هاست او راگر باشد، نباشد بیراهه رازین دنیا بهتر از اورانجستم در افکار و اوهام خود راتا که خیره گشتم وسعت چشمانش رابُهت و عجبا زین شکوهش را ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 13:38

شهرمان پر شده از بدیها

شهری در غبار ترافیک ها

شهرمان پُر از غم و دودها

شهری پُر از فریادها

شهری با مردمان صورت ماسک ها

شهرمان غم و اندوه ها

شهری با غصه و بیقراری ها

شهرمان در ظلمات و تاریکی ها

شهرمان بام هایی بدون برف ها

شهری در دل دریاها

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1402 ساعت: 14:46

صفحه بندی