میگذرد از سر من دیوانگی ها برای خوب بودنم از ویرانی ها زندگی برای لذت بخش ترین ها برای خلق تمام مهربانی ها میگذرد تکرار فصل ها حتی شدت تمام بد بودن ها وقت خوش خیالی ها بایستی رفت مثل تیری در زه کمان ها زخم برداشتن از تمام حرف ها نمیدانم طاقت قلب ها از هجمه ی تمام بد عهدی ها نمیدانم تهی شده ایم از آدمها
برچسب:
نویسنده: سجاد موسویپور